تبلیغات
مداحسرا _ بزرگترین پایگاه مداحی - مطالب مقاله های اسلامی
 
مداحسرا _ بزرگترین پایگاه مداحی
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
دوشنبه 15 خرداد 1396 :: نویسنده : سلمان
به گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛حضرت خدیجه(س) فرزند خو یلد بن عبد الغری بن قُصَی بن كلاب در سال 68 پیش از هجرت به دنیا آمد. قبل از اسلام او را «طاهره » و «مبارکه » و «سیده زنان» می نامیدند. 
خدیجه (س) اولین زنی بود که اسلام آورد و اولین بانویی بود که همراه امام علی علیه السلام با پیامبر به نماز ایستاد. او یکی از زنان ثروتمند و از اشراف مکه بود. اما اموال حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان ابزاری مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام قرار گرفت.
خدیجه خود پیشنهاد ازدواج به پیامبر داد چراکه شیفته درستکاری و ویژگی های اخلاقی محمدامین شده بود. انجام و خطبه عقد توسط «ابوطالب» که بزرگ بنی هاشم و عمو و کفیل پیامبر بود، اجرا شد.

خدیجه(س)؛ یکی از زنان بهشت///وفات حضرت خدیجه
 پیامبر اکرم(ص) علاقه بسیاری به وی داشت و درباره او گفته است: «خدیجه هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر می بردند. او ثروت خود را در سخت ترین لحظات در اختیار من گذاشت. خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که به دیگر همسرانم نداد.»
همچنین حدیث دیگری میان اهل شیعه و اهل سنت است که پیغمبر فرمود:« از مردان گروه زیادی به کمال رسیدند ولی از میان زنان فقط چهار زن که عبارتند از: آسیه دختر مزاحم (زن فرعون)، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم»
در روایات آمده است که حضرت محمد(ص) به حضرت خدیجه فرموده است:« در بهشت، خانه ای داری که در آن رنج و سختی نمی بینی»

فرزندان پیامبر و خدیجه(س)  دو پسر بنام قاسم و عبدالله بودند که هر دو قبل از بعثت پیامبر از دنیا رفتند و ۴ دختر بنام زینب، ام کلثوم، رقیه و فاطمه زهرا سلام اله علیها بود.
حضرت خدیجه مدت ۲۵ سال در خانه پیامبر اسلام زندگی کرد و در دهم رمضان سال دهم بعثت و اندکی پس از وفات حضرت ابوطالب علیه السلام درگذشت. سال وفات او را «عام الاحزان» نامیدند. مرقد او در «حجون مکه» در قبرستان ابوطالب کنار قبر عبدالمطلب، ابوطالب و عبدمناف می باشد.

خدیجه(س)؛ یکی از زنان بهشت///وفات حضرت خدیجه

در هنگام وفات، خدیجه رو به پیامبر کرد و گفت:« وصیتی دارم اما آن را به فاطمه عرض می کنم تا او برایت بازگو کند. سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود: نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم می گوید: من از قبر در هراسم؛ از تو می خواهم مرا درلباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی.»
امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خدیجه علیهاسلام وفات کرد، فاطمه علیهاسلام به رسول خدا پناه برد. به دور پیامبر می‌چرخید و می‌گفت:«پدر جان، مادر من کجاست؟» 
جبرئیل علیه السلام نازل شد و عرضه داشت:«ای رسول خدا، پروردگارت امر فرمود به فاطمه سلام برسان و بگو مادرش در خانه ای است از یاقوت و زبرجد که اطاق‌هایش از طلا و ستون‌هایش از یاقوت قرمز ساخته شده و با آسیه و مریم همنشین است ».




نوع مطلب : مقاله های اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در حدیثی آمده است «امام صادق(ع) پس از هر نماز؛ امّ الحکم؛ خواهر معاویه و دختر ابوسفیان را لعنت می‌کردند»؛ اما امّ الحکم که بود و به چه دلیل مستحقّ لعنت امام(ع) گردیده است؟

«ام‌الحکم» دختر ابوسفیان و هند است که از پدر و مادر با معاویه یکی بود.[1] او همچنین خواهر ناتنی «ام‌حبیبه» همسر پیامبر اسلام(ص) بود که تنها در پدر با هم مشترک بودند.[2]

وی ابتدا با «عیاض بن غنم فهری» ازدواج کرد.[3] زندگی این دو پابرجا بود تا این‌که عیاض مسلمان شد و پیش پیامبر اسلام(ص) رفت. اسلامِ عیاض همزمان با صلح حدیبیه و قبل از فتح مکه بود.[4] با مسلمان شدن عیاض این دو از یکدیگر جدا شدند که در بخش بعدی به آن می‌پردازیم.

پس از جدایی از عیاض،‌ ام‌حکم با «عبدالله بن عثمان ثقفی» ازدواج کرد.[5] از این ازدواج، فرزندی به نام عبدالرحمن به دنیا آمد[6] که معمولاً با نسبت به مادرش «عبدالرحمن بن ام‌حکم» شناخته می‌شود.[7]

عبدالرحمن بن ام‌حکم، در زمان حکومت معاویه، مدتی والی کوفه شد.[8] مردم از او ناراضی بودند و در نتیجه معاویه او را برکنار کرد.[9] سپس مدتی والی مصر گردید.[10] در مصر مشکلاتی به وجود آمد که موجب شکایت برخی مصریان پیش معاویه شد؛ اما با دفاع ام‌حکم، غائله تمام شد.[11]

ارتداد ام‌حکم
آیه‌ای از قرآن می‌گوید: «اگر برخى از همسران شما با پیوستن به کفار از دست شما رفتند [و کافران مهریه مورد مطالبه شما را ندادند] و شما غنیمتى یافتید، پس به کسانى که همسرانشان را [به خاطر پیوستن به کفار] از دست داده‌اند معادل مهریه‌اى که داده‌اند از غنایم بپردازید، و از خدایى که به او ایمان دارید پروا کنید».[12]
بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت در تفسیر این آیه، ام‌حکم را به عنوان یکی از مصادیق زنان مرتد - و یا تنها زنی از قریش که مرتد شد - ذکر کرده‌اند که این آیه در شأن آنها نازل شده است.[13]

لعن ام‌حکم توسط امام صادق(ع)
در برخی از منابع شیعی، این روایت آمده است: «امام صادق(ع) بعد از هر نمازى چهار شخص از مردان را که فلانی و فلانی و فلانی و معاویه است لعن می‌کردند و چهار زن را که فلانه و فلانه و هند مادر معاویه و ام‌حکم‏ خواهر معاویه است؛ لعن می‌فرمودند».[14]

کلینی این روایت را با چنین سندی نقل می‌کند: «حَمَّد بن یحیى عَن مُحَمَّد بن الحُسَین عن مُحَمَّد بن إسماعیل بن بَزِیع عن الخَیبرِی عن الحسین بن ثُوَیْر و أَبی سَلَمَة السَّرَّاج»[15] شیخ طوسی نیز همین سند را می‌آورد و تنها «الخیبری» را ذکر نمی‌کند.[16]

علامه مجلسی در «مرآة العقول»، این روایت را مجهول می‌داند[17] و به نظر می‌رسد ضعف این روایت بیشتر از مجهول بودن آن است. در سند این روایت، «الخیبری» وجود دارد که علمای رجال، او را اهل غلوّ [18] و ضعیف[19] دانسته‌اند و همچنین «ابی‌سلمه السَّرَّاج» نیز فرد مجهولی بوده و توثیقی از او وجود ندارد.

در مجموع این روایت به جهت سندی ضعیف است. اما در صورت پذیرش، به جهت محتوا می‌توان آن‌را نشان از ضربه‌ای دانست که ارتداد «ام‌حکم» به اسلام زده است و یا آن‌که ضربه‌ای دیگری از جانب او به اسلام و اهل بیت وارد شده که در تاریخ و روایات بدان پرداخته نشده است؛ زیرا در غیر این صورت، لعن دائمی یک مصداق از مصادیق کافران و منافقان پس از هر نماز واجب - با وجود مصادیق دیگری که دست کم در ظاهر، ضررهای بسیار بیشتری به اسلام و تشیع وارد کرده‌اند - کمی بعید به نظر می‌رسد.
 
پی نوشت ها:
[1]. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج 6، ص 320، بیروت، دارالفکر، 1409ق.
[2]. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج 1، ص 441، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1417ق.
[3]. بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله(ص) و سننه و أیامه(صحیح بخاری)، محقق، الناصر، محمد زهیر بن ناصر، ج 7، ص  48، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق؛ أبوبکر بیهقی،  أحمد بن الحسین، السنن الکبرى،‌ محقق، عبد القادر عطا، محمد، ‌ج 7، ص 277، بیروت،‌ دارالکتب العلمیة، چاپ سوم،‌ 1424ق.
[4]. أنساب ‏الأشراف، ج ‏11، ص 74.
[5]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله‏، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق، بجاوی، علی محمد، ج 4، ص 1932،‌ بیروت، دارالجیل، چاپ اول، 1412ق.
[6]. مقریزی، تقی الدین‏، امتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‏، تحقیق، نمیسی، محمد عبدالحمید، ج 6، ص 268،‌ بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1420ق.
[7]. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق، عبدالموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج 8،‌ ص 378، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
[8]. ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، تحقیق، لجنة من العلماء، ص 266، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1403ق.
[9]. ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر(تاریخ ابن خلدون‏)، تحقیق خلیل شحادة، ج 3، ص 21، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، 1408ق.
[10]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج 6، ص 55، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ دوم، 1418ق.
[11]. أنساب ‏الأشراف، ج ‏5، ص 142.
[12]. ممتحنه، 11.
[13]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج 9، ص 413، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش؛ ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، تحقیق، دکتر یاحقی، محمد جعفر، دکتر ناصح، محمد مهدی، ج 19، ص 168، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1408ق؛ ابن ابی‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، الطیب، اسعد محمد، ج 10، ص 3350، مکتبة نزار مصطفی الباز، عربستان سعودی، چاپ سوم، 1419ق؛ قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج 6، ص 209، تهران، ناصر خسرو، چاپ اول، 1364ش.
[14]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 3، ص 342،‌ تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، محقق، مصحح، موسوی خرسان، حسن، ج 2، ص 321، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[15]. الکافی، ج 3، ص 342.
[16]. تهذیب الأحکام، ج ‏2، ص 321.
[17]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق، مصحح، رسولی، سید هاشم، ج 15، ص 174، تهران، ‌دارالکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.
[18]. نجاشی، احمد بن علی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة(رجال نجاشی)، ص 155،‌ قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ ششم، 1365ش.
[19]. علامه حلى‏، رجال العلامة الحلی، ص 221، قم‏، دارالذخائر، 1411ق.

منبع: اسلام کوئست




نوع مطلب : مقاله های اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خبرگزاری فارس: مناظرات تاریخی امام رضا علیه السلام

مناظره با بزرگ هیربدان

امام(ع) به بزرگ زردشتیان رو کرد و فرمود: به من بگو اینکه زردشت را پیامبر می‌دانی، بر طبق کدام دلیل است؟

بزرگ هیربدان: او کارهای خارق عادتی انجام داده که هیچ کس قبل از او انجام نداده است. گرچه ما آن را ندیده‌ایم، ولی اخبار پیشینیان ما گواه بر این معناست.

امام(ع): آیا جز این است که اخبار پیشینیان به شما رسیده و پیروی کرده‌اید؟

بزرگ هیربدان: نه.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقاله های اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



غزالی، دانشمند پرآوازه اهل تسنن در قرن ششم در باره تبریك و تهنیت خلیفه دوم و پیمانى كه در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مى‌نویسد:

واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید غدیر خم باتفاق الجمیع وهو یقول: «من كنت مولاه فعلی مولاه» فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى كل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحكیم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى فی قعقعة الرایات واشتباك ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا.

از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) خطبه غدیر خم است كه همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر كس من مولا و سرپرست او هستم، على مولا و سرپرست او است. عمر پس از این فرمایش رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) به على (علیه السلام) این گونه تبریك گفت:
«تبریك، تبریك، اى ابوالحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.»
این سخن عمر حكایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب على (علیه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثیر هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلى تغییر داد و با لشكر كشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌هاى دیگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار كرد و از مصادیق این سخن شد: (فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا). پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله‏اى كردند.

الغزالی، أبو حامد محمد بن محمد، مجموعة رسائل الإما الغزالی. ص483.
 
 
                               
 
 
 
 
 
                            
 
 
 
 
 

شرح حال أبو حامد غزالی :
علامه شمس الدین ذهبی در ترجمه او می‌نویسد :

الغزالی الشیخ الإمام البحر حجة الإسلام أعجوبة الزمان زین الدین أبو حامد محمد بن محمد بن محمد بن أحمد الطوسی الشافعی الغزالی صاحب التصانیف والذكاء المفرط ... ثم بعد سنوات سار إلى وطنه لازما لسننه حافظا لوقته مكبا على العلم.

غزالی استاد پیشوا و دریای علم ، نشانه اسلام ، اعجوبه زمان ، صاحب كتاب‌ها وانسانی با هوش فراوان و زیرك... بود .
 پس از سال‌ها به زادگاهش بازگشت و به استفاده از وقت ، فرصت وعلم ودانش روزگار را سپری كرد ... .
سیر أعلام النبلاء ، ج 19 ، ص 322 ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ .
 
و در جلد 14 ، ص 202 از همین كتاب با استفاده از حدیث نبوی او را یكی از احیاگران دین می‌داند و می نویسد :
 
وقال الحاكم سمعت حسان بن محمد یقول كنا فی مجلس ابن سریج سنة ثلاث وثلاث مئة فقام إلیه شیخ من أهل العلم فقال أبشر أیها القاضی فإن الله یبعث على رأس كل مئة سنة من یجدد یعنی للأمة أمر دینها وإن الله تعالى بعث على رأس المئة عمر بن عبدالعزیز وبعث على رأس المئتین محمد بن إدریس الشافعی ...
قلت وقد كان على رأس الأربع مئة الشیخ أبو حامد الاسفرایینی وعلى رأس الخمس مئة أبو حامد الغزالی وعلى رأس الست مئة الحافظ عبد الغنی ...
حاكم می گوید : از حسان بن محمد شنیدم كه می گفت : در سال 303هـ در مجلس ابن سریج بودم ، پیر مردی دانشمند بر خواست و گفت :  بشارت ای قاضی ! خداوند در هر صد سال كسی را می فرستد كه احیاگر دین است ، عمربن عبد العزیز اولین است و در صد سال دوّم محمد بن ادریس شافعی است...
من می گویم در صد سال چهارم ابو حامد اسفرایینی است و در صد سال پنجم غزالی و در صد سال ششم حافظ عبد الغنی است ، و...

**************
 
شرح و  توضیح با خود خوانندگان شیعه و سنی.

 
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)




نوع مطلب : مقاله های اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

مدیر وبلاگ : سلمان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :