مداحسرا _ بزرگترین پایگاه مداحی
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

آیت الله سید محمد شیرازی(سلطان الواعظین)

 

 

ولادت

مرحوم سلطان الواعظین در سال 1314 ه . ق در تهران چشم به جهان گشود.(1) این تاریخ تولد با فرموده خود ایشان - با توجه به مقدمه‏اى كه بر شب‏هاى پیشاور نوشته‏اند و در آن سال سفر خود به این شهر را در سن سى سالگى ذكر كرده‏اند - نیز تأیید مى‏شود.(2)

 

خانواده و اجداد

خانواده‏اى كه مرحوم سید محمد در آن به دنیا آمد از مهمترین و معتبرترین سادات ایران به شمار مى‏رود. نسب شریف وى چنان كه مرحوم آیت‏اللّه العظمى نجفى مرعشى نگاشته‏اند، با 25 واسطه به حضرت موسى بن جعفر، امام كاظم (ع) ، مى‏رسد.(3) بارى، این افتخارى بس بزرگ است كه وى از دودمانى سر برآورده است كه همگى زندگى خویش را بر بناى ولایت استوار مى‏ساخته‏اند:

اولئك آباى‏ء فجئنى بمثلهم‏

اذا جمعتنا یا جریر المجامعُ‏

ایشان پدران من هستند؛ اى جریر! (تو هم اگر مى‏توانى) زمانى كه در مجالس گرد هم مى‏آئیم مانند ایشان را بیاور.

این سلسله شریفه در ایران - كه به حضرت سید امیر محمد عابد فرزند بلاواسطه امام هفتم حضرت موسى بن جعفر (ع) ختم مى‏شود - داراى احترام خاصى در طول تاریخ بوده است. مهاجرت آنها به ایران در زمان مأمون و حضور حضرت ثامن الائمه، حضرت على بن موسى الرضا (ع) ، در مرو صورت گرفته است، بدین شرح كه سید امیر محمد عابد به همراه حضرت سید امیر احمد (شاه چراغ) و جمع كثیرى از بنى هاشم، از مدینه طیبه به قصد زیارت حضرت رضا (ع) ، به سوى ایران حركت مى‏كنند. قافله ایشان به دستور مأمون، خلیفه عباسى، در شیراز متوقف مى‏گردد. پس از این كاروانیان در سراسر ایران متفرق مى‏شوند و هر یك دیارى را براى خویش بر مى‏گزینند.

حضرت سید امیر محمد عابد فرزندان عالى قدرى داشته است كه افضل آنها در علم و زهد و تقوى، حضرت سید ابراهیم مجاب بوده است. نوادگان او در قرون اخیر به مجابى شهره گشته‏اند. یكى از این سادات جلیل القدر مجابى، مرحوم آقا سید حسن واعظ شیرازى مى‏باشد. وى جد بزرگ مرحوم سلطان الواعظین است. (آقا سید حسن) در مسیر سفرى كه به مشهد مقدس داشته است، به تقاضاى فتحعلى شاه قاجار در تهران اقامت گزیده و به وعظ و خطابه و تبلیغ مشغول مى‏شود. وى در سال 1291 ه . ق در گذشت. بعد از او فرزندش آقا سید قاسم بحر العلوم كه به زهد و تقوى مشهور بود ریاست (نقابت) سلسله جلیله سادات شیرازى را به دست گرفت؛ تا آن كه ایشان نیز در سال 1308 ه . ق به رحمت ایزدى پیوست و در كنار پدر ارجمندش در كربلاى معلى مدفون گردید. بعد از ایشان ریاست این خاندان به مرحوم حاج سید على اكبر اشرف الواعظین پدر صاحب ترجمه، مرحوم سلطان الواعظین رسید.

 

پدر

خطیب ارجمند و سید جلیل القدر مرحوم حجة الاسلام و المسلمین حاج سید على اكبر اشرف الواعظین شیرازى، پدر گرامى سلطان الواعظین، شیخ الطائفه و رئیس جمعیت بسیارى از سادات شیراز از پرچمداران دیانت و مروجین مذهب و شریعت بود. ایشان سال‏ها در تهران به ترویج و تبلیغ مشغول بود تا آن كه حوادث مشروطه پیش آمد.

در این ایام كه اختلاف‏هاى بین گروه‏هاى مختلف و روحانیت فزونى یافته بود و هر روز حادثه‏اى رخ مى‏داد، مرحوم اشرف الواعظین به كرمانشاه نقل مكان كرد و در این شهر ماندگار شد. او در كرمانشاه قدرت و نفوذ بسیارى یافت و در برابر دشمنان دین و معاندین سدى استوارى گشت. وى در ترویج شرع انور و جلوگیرى از انحرافات و ایستادگى در برابر ارباب تفكرهاى گمراه كننده، نهایت سعى خود را مبذول داشت.

آن عالم بزرگوار و غلام با اخلاص درگاه حضرت سید الشهداء (ع) ، همواره مورد احترام و توجه مراجع و علماى عصر، همچون آیت اللّه العظمى میرزا محمد تقى شیرازى، آیت‏اللّه العظمى سید محمد كاظم طباطبایى یزدى، صاحب عروه، آیت‏اللّه العظمى آقا سید ابوالحسن اصفهانى و مرحوم آیت‏اللّه العظمى شیخ عبدالكریم حائرى، مؤسس حوزه علمیه بود. وى بعد از تقریباً هشتاد سال زندگى پاك و سراسر خدمت به دین و مردم، در سپیده دم روز سه‏شنبه 21 شعبان سال 1351 ه . ق در كرمانشاه بدرود حیات گفت.

مردم قدرشناس كرمانشاه كه سال‏هاى طولانى از محضر آن واعظ دردمند استفاده كرده بودند، بعد از درگذشت وى نیز تجلیل خوبى از ایشان به عمل آوردند. آنان با تشییع كم نظیرى پیكر پاكش را براى انتقال به عتبات عالیات عراق بدرقه نمودند.

جنازه ایشان به كربلاى معلى منتقل شد و از آنجا كه آن مرحوم سوابق طولانى در منطقه عراق داشت، در كربلا نیز استقبال مفصلى به وسیله مردم و علما از جنازه ایشان به عمل آمد. بعد از تشییع وى را در مقبره خانوادگى خودشان، جنب جد گرامیش حضرت سید ابراهیم مجاب، به خاك سپردند.

به مناسبت درگذشت مرحوم سید على اكبراشرف الواعظین از سوى آیت‏اللّه حاج شیخ عبدالكریم حائرى (ره) دروس حوزه علمیه قم تعطیل شد و مجلس ترحیمى نیز از سوى ایشان در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) برگزار گردید.(4)

 

تحصیلات و اساتید

سلطان الواعظین در همان اوان كودكى در خدمت پدر ارجمندش مشغول فراگیرى معارف دینى شد و سپس در مدرسه پامنار تهران از محضر اساتید و علماى دیگر بهره‏مند شد. ایشان پس از مدتى، در سال 1326 ه . ق، راهى عتبات عالیات شد و در جوار بارگاه سید و سالار شهیدان، حضرت ابى عبداللّه الحسین (ع) در كربلاى معلى اقامت گزید و با استعانت از آن وجود شریف، مشغول تحصیل علوم دینى گردید.

ایشان در این شهر از محضر اساتیدى همچون آیت‏اللّه فاضل مرندى و آیت‏اللّه شهرستانى كسب فیض نمود.(5) وى پس از مدتى به تهران بازگشت و بعد از درگذشت پدر گرامیش در سال 1351 ه . ق از آنجا به قم آمد. او از محضر برخى بزرگان حوزه علمیه قم نیز استفاده نمود.(6) كه برخى از آنها عبارتند از:

1 - استاد الفقها آیت‏اللّه العظمى حاج شیخ عبدالكریم حائرى (ره) :

2 - آیت‏اللّه العظمى حاج سید محمد حجت (ره) :

3 - آیت‏اللّه العظمى آقا سید محمد تقى خوانسارى (ره) :

4 - آیت‏اللّه آقا میرزا محمد على شاه آبادى (ره) :

سلطان الواعظین حدود پنج سال در قم از محضر اساتید فوق استفاده كرد و سپس به تهران بازگشت.

ایشان از عده‏اى از مراجع و بزرگان حوزه اجازه روایت حدیث و كتب روایى را داشت:

حضرات آیات عظام: حاج شیخ عبدالكریم حائرى، حاج شیخ عبداللّه مامقانى، آقا ضیاء الدین عراقى، حاج سید ابوالقاسم طباطبائى غروى و سید شهاب الدین مرعشى نجفى صورت همه این اجازه نامه‏ها در پایان كتاب شریف شبهاى پیشاور به چاپ رسیده است.

 

سفر به پیشاور و تشكیل جلسات مناظره‏

سلطان الواعظین سفرهاى متعددى به خارج از ایران داشت، وى در همه این مسافرت‏ها علاوه بر مجالس وعظ و منبر و تبلیغ، با علماى بزرگ فرق و مذاهب نیز به گفتگو و تبادل نظر مى‏پرداخت و آراء و عقاید حقه شیعه را با ایشان مطرح مى‏ساخت.

او سفرهایى را به مصر، سوریه، لبنان، اردن، فلسطین و هندوستان انجام داد، و مهمترین آنها - كه مناظره معروف او در آن تحقق یافت و باعث شهرت وى گشت - سفر به پیشاور بود. ایشان در ربیع الاول سال 1345 ه . ق كه تنها سى سال از عمرشان مى‏گذشت، پس از سفر به عتبات و استعانت از سلطان الاولیا حضرت امیرالمؤمنین (ع) راهى هندوستان شد.

در كراچى، بمبئى، لاهور، پنجاب، حیدرآباد و بسیارى نقاط دیگر هند مورد استقبال و احترام مسلمان‏ها و غیر مسلمان‏ها واقع شد و جلساتى از بحث و مناظره را برقرار كرد. بعد از آن ایشان را به دهلى نو دعوت كردندو جلسه مناظره با عده‏اى از علماى هند را بر ایشان فراهم ساختند. در بعضى از این جلسات كه در دهلى انجام مى‏شد، رهبر بزرگ هند مهاتما گاندى نیز شركت مى‏كرد.(7)

بعد از این جلسات سلطان الواعظین به دعوت محمد سرور خان كه از متنفذین خاندان قزلباش هندوستان به شمار مى‏رفت، براى سخنرانى و خطابه راهى پیشاور شد. این مجلس با حضور جمع زیادى از مردم پیشاور و حومه آن و نیز عده‏اى از علماى فریقین (شیعه و سنى) در امام باره (حسینیه) مرحوم عادل بیك برقرار شد. سلطان الواعظین در این جلسات مباحثى در زمینه خلافت و ولایت و عقاید شیعه مطرح ساخت. در پایان یكى از این سخنرانى‏ها دو تن از علماى كابل نزد سلطان الواعظین آمده و تقاضا مى‏كنند در ارتباط با سخنان او با ایشان مناظره كنند. این دو نفر به نام‏هاى حافظ محمد رشید و شیخ عبدالسلام از آن شب به بعد، پس از نماز مغرب و عشاء در حضور جمع زیادى از علما و رجال و مردم شهر، پیرامون مسائل مورد اختلاف با سلطان الواعظین به گفتگو مى‏نشستند.

این جلساتِ پرشور كه از شب جمعه 23 رجب 1345 ه . ق شروع شد، تا ده شب به طول انجامید. جلسه مناظره هر شب بعد از نماز مغرب و عشا تا 6 یا 7 ساعت و گاهى نیز تا اذان صبح ادامه مى‏یافت.

در پیشاور وشهرهاى اطراف آن، چون فرق مسلمین در كنار هم زندگى مى‏كنند و با یكدیگر در ارتباط هستند، لذا چنین محفلى با استقبال زیادى رو به رو گردید و صورت مذاكرات هر شب، توسط روزنامه‏هاى محلى منتشر مى‏شد.

در این مباحثات مسائلى از قبیل: دلالت آیات و روایات بر مقام شیعه، عقاید فرق مختلف شیعه، ظلم و ستم خلفا در طول تاریخ نسبت به شیعه، مذاهب اربعه اهل سنت، احادیث مختلف در فضیلت حضرت امیر (ع)، دلالت آیات مختلف بر شأن و منزلت حضرت امیر (ع) ، مسأله سقیفه، شورى، بدعت‏هاى معاویه، قیام و شهادت حضرت سیدالشهداء (ع) و بسیارى از مباحث تاریخى و اعتقادى دیگر مطرح شده است. استدلال مرحوم سلطان الواعظین در طول این مناظره، فقط از كتب و منابع اهل سنت مى‏باشد، و این خود نشانه تسلط و احاطه آن بزرگوار به منابع روائى و تفسیرى عامه است. این احاطه تا جایى است كه در برخى موارد موجب حیرت علماى اهل سنت حاضر در مجلس مى‏شود و تحسین ایشان را برمى‏انگیزد. به راستى حضور ذهن و قدرت حافظه ایشان در ذكر منابع و كتب مختلف براى یك مطلب، حیرت انگیر است.

سید در این مناظره طولانى و كم نظیر چنان با صلابت، قدرت و منطق قوى وارد بحث شد كه پس از مدت كوتاهى یكه تاز میدان گردید و آقایان بیشتر به مستمع تبدیل شدند، بى آن كه بتوانند سخنى بگویند.

در پایان مذاكرات و شب دهم، تعدادى از رجال و بزرگان حاضر در مجلس به مذهب حقه تشیع مشرف شدند؛ ولى آنچه ثمره جاوید این مناظره پر ارج به شمار مى‏آید، همان كتاب ارجمند «شبهاى پیشاور» است.

مؤلف محترم مشروح مذاكرات را كه روز بعد از جلسه توسط جراید محلى چاپ مى‏شد مجدداً بررسى كرده است و پس از تنظیم در كتابى قطور به چاپ رسانده است.

 

اخلاق‏

مرحوم سلطان الواعظین انسانى سلیم النفس، بلند همت و با اراده بود.در بیان بسیار شیوا و صریح اللهجه و در عین حال مؤدب وعفیف بود.

دانشمند محقق، مرحوم محمد شریف رازى، درباره وینوشته است:

«او با نگارنده محبت تام داشت و گاه گاهى موفق به زیارتش مى‏شدم، وى را عالمى بلند همت، منیع الطبع و كریم النفس مى‏دیدم.»(8)

او عشق سرشارى به اهل بیت (ع) عصمت و طهارت داشت، و این محبت و شیفتگى را با هیچ متاعى مقابله نمى‏كرد. وى عمرى را خالصانه در راه تعظیم، تكریم و ترویج خاندان عصمت و طهارت با قلم و بیان خویش جهاد نمود و دمى از این كوششِ مدام، را نیاسود.

حضرت آیت‏اللّه حاج آقا موسى شبیرى زنجانى - دامت معالیه - مى‏فرمودند:

«برخى از موثقین نقل مى‏كردند، مرحوم سلطان الواعظین در اواخر عمر - كه به بیمارى قلبى شدیدى مبتلا بود - نیاز به معالجه پیدا كرد. فرزند او با یكى از یهودى‏هاى متمكن تهران آشنا بود. این شخص یهودى كه از طریق فرزند، پدر دانشمندش را مى‏شناخت، یك چك سفید به او مى‏دهد و مى‏گوید این را به پدرت بده و بگو به هر كجا كه مى‏خواهند براى معالجه بروند. من تمام هزینه آن را خواهم پرداخت .پسر سلطان الواعظین مراتب را به عرض پدر مى‏رساند. سید در جواب مى‏گوید:

من كه یك عمر نوكر حضرت سید الشهدا (ع) بوده‏ام، حالا بیایم و از یك یهودى براى معالجه مریضى‏ام پول بگیرم؟ و چك سفید را به صاحب آن پس مى‏دهد.»

آن مرحوم عاشق و شیفته پیشواى بزرگ مردان تاریخ، حضرت مولى الموحدین امیرالمؤمنین (ع) بود و در همه تألیفات و بیانات خود، سعى بلیغى در ارائه شناخت بهتر و روشنتر شدن مقام، منزلت و فضیلت آن امام مظلوم داشت.

فاضل محترم، آقاى كیائى طالقانى از آن مرحوم نقل كردندكه فرموده بود:

«اگر تمام كتب شیعه هم از بین برود، بنده مى‏توانم با اتكا به كتب و منابع عامه خلافت و ولایت حضرت امیر (ع) را اثبات بنمایم.»

 

وفات

آن مدافع حریم ولایت، پس از سال‏ها تلاش خستگى‏ناپذیر، واپسین سال‏هاى عمر خویش را با بیمارى شدید قلبى مى‏گذراند، به طورى كه تقریباً در ده سال آخر زندگى كاملاً خانه نشین شد. روح پاك وى سرانجام روز جمعه 17 شعبان المعظم 1391 ه . ق، برابر با 16 مهرماه 1350 ه . ش در تهران از كالبد خویش گسست و به ملاء اعلى پركشید. آقاى شاهرودى تاریخ فوت ایشان را در وفیات العلماء، بیستم شعبان دانسته‏اند و روى جلد شب‏هاى پیشاور چاپ دارالكتب نیز همین تاریخ نوشته شده است؛ ولى برابر نوشته حك شده بر سنگ مزار ایشان این تاریخ را 17 شعبان ذكر كرده‏اند. پیكر ایشان پس از انتقال به قم، با تشییع با شكوهى توسط علماء و فضلاى حوزه علمیه، در جوار بارگاه نورانى حضرت فاطمه معصومه (س) در قبرستان ابوحسین به خاك سپرده شد. مرحوم رازى نوشته‏اند:

«بعد از فوت سلطان الواعظین، آیت‏اللّه حائرى تهرانى، مرحوم حاج سید جواد سه دهى را - كه از منبرى‏هاى برجسته تهران بود - در خواب مى‏بینند كه در باغ بسیار بزرگى با وضع خوشى مقیم است. مى‏پرسد: آقاى سه دهى چطورى؟ مى‏گوید: بسیار خوبم. از وقتى كه آقاى سلطان الواعظین آمده است، به هر كدام ما (اهل منبر) یك درجه داده‏اند.»(9)

 

تألیفات‏

مرحوم سلطان الواعظین، اگر چه بیشتر عمر خویش را صرف تبلیغ، وعظ و خطابه كرد و در این جهت هم به حق موفق بود، باز از تألیف و تدوین كتب سودمند و نافع براى جامعه اسلامى غافل نماند. این آثار مكتوب عبارتند از:

1 - شبهاى پیشاور:

این كتاب كه مهمترین تألیف سلطان الواعظین است، در نوع خود از بهترین آثار در موضوع مربوطه به شمار مى‏آید. سید در این كتاب - كه مشروح مذاكره و مناظره او در طول ده شب با بعضى از علماى اهل سنت در پیشاور است - اهم موضوعات مورد اختلاف را مطرح نموده و با استدلالى قوى و با استفاده كامل از منابع روائى و تاریخى اهل سنت، مبانى و معتقدات شیعه را به اثبات رسانده است.

این كتاب در عین این كه مطالب دقیق و تخصصىِ اختلافى را آورده است، با نثرى شیوا و روان براى همه اقشار علمى قابل استفاده مى‏باشد. مطالعه دقیق آن به خصوص براى جوانان، باعث تحكیم مبانى مذهبى و روشن شدن عقاید حقه شیعه مى‏گردد.

این كتابِ شریف و ارزشمند، چندین بار در زمان حیات مؤلف محترم و ده‏ها بار بعد از ایشان، به چاپ رسیده است. این اثر به تازگى با همت سید حسین موسوى به عربى ترجمه شده، و با تحقیق و تعلیقِ مترجم، به وسیله مؤسسه البلاغ در بیروت تحت عنوان «لیالى بیشاور» به چاپ رسیده است.

2 - گروه رستگاران:

این كتاب در دو جلد قطور به چاپ رسیده است. موضوعات آن نیز مانند شب‏هاى پیشاور، بیشتر حول محور اثبات حقانیت شیعه است. مؤلف محترم در جلد دوم كتاب به پاسخ‏ء نوشته‏هاى شهرستانى در ملل و نحل و رد ادعاهاى او درمورد شیعه مى‏پردازد. وى سپس تفاوت‏هاى گوناگون شیعه و سنى را به اختصار تشریح كرده و عقاید آنها را مطرح مى‏سازد. او بخش پایانى جلد دوّم در عقاید شیعیان را، با اتكا به مبانى قرآن و حدیث اثبات مى‏كند.

3 - صد مقاله سلطانى:

چنان كه مؤلف محترم خود در مقدمه گفته است: این كتاب مجموعه صد مقاله‏اى است كه آنها را پیرامون تورات، انجیل و قرآن كریم، براى درج و چاپ در نشریه دینى پرچم اسلام(10) نگاشته و مقالات مزبور از این نشریه جمع آورى شده و پس از تدوین و به وسیله خود مؤلف به چاپ رسیده است. سلطان الواعظین حدود پنجاه مقاله اول را به بررسى تحریف‏هاى صورت گرفته در تورات و انجیل اختصاص داده است. حدود پنجاه مقاله دیگر را نیز در اثبات مراتب اعجاز و حقانیت قرآن كریم نگاشته است. به هر حال این كتاب، در نوع خود اثر ارزشمندى به شمار مى‏رود.

از آثار مرحوم سلطان الواعظین شیرازى تنها سه اثر فوق به چاپ رسیده است؛ ولى ایشان تألیفات دیگرى نیز دارند كه متأسفانه آنها را به زیور طبع نیاراسته‏اند. این آثار به شرح ذیل مى‏باشد:(11)

1 - عقاید سلطانى: در یك جلد.

2 - سرادقات سلطانى: در صفات و علائم مؤمنین، در 4 جلد.

3 - فضایح الصوفیه: در حالات و مناشى پیدایش اهل تصوف.

4 - مجموعه سلطانى:به صورت كشكول در 12 جلد.

5 - توحید سلطانى: در معرفت الهى و صفات ثبوتیه و سلبیه، در 2 جلد.

6 - معراجیه:در بیانِ دلایل عقلیه و نقلیه بر اثبات معراج جسمانى.

7 - راهنماى اهل توحید: در صفات و شرایط نبوت و راهنمایان توحید، در دو جلد.

8 - المآل البینه: در اثبات وجود امام عصر (ع).

9 - راه سعادت: در تشریح ساختار معنوى انسان (اخلاق و صفات حمیده) در 2 جلد.

10 - حكمت الهى: حدیث، در دو جلد.

11 - اثبات الحجّه: در شرایط و صفات امامت و حالات ائمه اطهار:، در 2 جلد.

مقالاتى نیز از آن عالم ربانى در مجلات مانند: معارف جعفرى، پرچم اسلام و... به چاپ رسیده است.

قلم شیوا و روان ایشان، مطالب علمى را براى توده مردم قابل درك و فهم مى‏كند شایسته است اهل فضل و تمكن، بعضى از تألیفات سودمند ایشان را كه هنوز به چاپ نرسیده است، به زیور طبع بیارایند.

پى‏نوشت‏ها:

1 - زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، حسن مرسلوند، ج 4، ص 154.

2 - شبهاى پیشاور، سلطان الواعظین شیرازى، ص 92.

3 - شبهاى پیشاور، بخش تصاویر و اسناد در پایان كتاب.

4 - آثار الحجة، مرحوم شیخ محمد رازى، ج 1، ص 150.

5 - زندگینامه رجال و مشاهیر ایران: حسن مرسلوند، ج 4، ص 154.

6 - آثار الحجة، مرحوم محمد شریف رازى، ج 2، ص 151.

7 - شبهاى پیشاور، سلطان الواعظین، ص 93.

8 - گنجینه دانشمندان، مرحوم شیخ محمد شریف رازى، ج 2، ص 376.

9 - گنجینه دانشمندان، ج 2، ص 376.

10 - هفته نامه دینى - طبى پرچم اسلام بین سال‏هاى 1330 - 1325 ش به مدیریت دكتر سید عبدالكریم فقیهى شیرازى در تهران منتشر مى‏شد. شخصى كه به سوى محمد رضا شاه تیراندازى كرد خبرنگار این نشریه بود. رجوع كنید به شناسنامه مطبوعات ایران: مسعود برزین، ص 105.

11 - برگرفته از مقدمه كتاب گروه رستگاران.

منابع و مأخذ:

1 - اعیان الشیعه، الامام سید محسن امین.

2 - نقباء البشر، علامه آغا بزرگ تهرانى.

3 - زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، حسن مرسلوند.

4 - دانشمندان و سخن سرایان فارس، محمد حسین ركن زاده آدمیت.

5 - وفیات العلما یا دانشمندان اسلامى، حسین جلالى شاهرودى.

6 - آثار الحجه یا دایرة المعارف حوزه علمیه قم، محمد شریف رازى.

7 - گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازى.

8 - معجم مؤلفى الشیعه، على الفاضل القاینى النجفى.

9 - شبهاى پیشاور، سلطان الواعظین شیرازى.

10 - گروه رستگاران، سلطان الواعظین شیرازى.

11 - اثر آفرینان، انجمن آثار و مفاخر ایران، زیر نظر سید كمال حاج سید جوادى.



درباره وبلاگ

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

مدیر وبلاگ : سلمان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :